بداغ آبادنوشته های یک معلم روستایی
سید جوادموسوی+نوجوانان+مطالب علمی آموزشی+مذهبی+ ادبیات فارسی+مدرسه 
قالب وبلاگ
لینک دوستان
اخبار ایران وجهان لحظه به لحظه
با قسمتی دیگر از برنامه های فرهنگی گروه جهادی شباب الزهراء در خدمت شما هستیم ...

ایستگاه صلواتی

امسال اساس اردوی جهادی بر مبنای کار فرهنگی بسته شد تو تقویم که میگشتیم بهترین روز را برای اجرای برنامه های فرهنگی را شهادت امام صادق دانستیم تا هم با توجه به رسالت فرهنگی خود وترویج فرهنگ تشییع سعی کنیم شهادت رییس مذهب شیعه را را ارج نهیم...

ناغان+ گروه جهادی+شباب الزهرا+زرین شهر،سیدجواد موسوی،بداغ آباد

 برای برگزاری این برنامه با هماهنگی حاج آقا غلامی امام جمعه ی شهر ناغان جلسه ای در منزل ایشان داشتیم ودر این جلسه برنامه ی پذیرایی ایستگاه صلواتی بسته شد وچون تصمیم گرفتیم تا ظهر روز شهادت هم نذر دهیم  در این میان اما جمعه ی محترم حجت الاسلام والمسلمین اج آقا غلامی امام جمعهی محترم پیشنهاد داد بعد از ایستگاه صلواتی وشب شهادت هم نذر داده شود واین مصوب گردید 

ناغان+ گروه جهادی+شباب الزهرا+زرین شهر،سیدجواد موسوی،بداغ آباد

وبرای اولین بار در یه منطقه ی محروم این رسالت بزرگ را پایه گذاری کنیم برای همین تصمیم بر آن شد تا عصر روز دوشنبه مصادف با شب شهادت امام جعفر صادق علیه السلام برنامه ی ایشتگاه صلواتی را راه انداختیم همت خیرین وکمک های افراد خیر برای برگزاری این برنامه مصمم مان ساخت تا طرح ایستگاه صلواتی انجام گردد....

ناغان+ گروه جهادی+شباب الزهرا+زرین شهر،سیدجواد موسوی،بداغ آباد

با هماهنگی دوستان بزرگوار بسیج ناغان براداران بزرگوار آقای پیمان برخورداری -آقای آقایی- ودیگران بزرگواران عصر روز دوشنبه هم برای تبلغ برنامه ی دسته عز داری روز شهادت ودعوت مردو برای روز شهادت ایستگاه صلواتی بر پا شد این برنامه با همت حاج اقا پناهی- آزاده ی عزیزموم حاج اکبر سلیمیان -اقا مصطفی وفرزندگرامیش علی آقای شهریاری چادر ایستگاه در میدان انقلاب شهر ناغان بر پا شد. بگذریم از مشکلتی چون نبود آب خوردنی برای شربت.... برق برای صوت ونوحه خوانی ...

ناغان+ گروه جهادی+شباب الزهرا+زرین شهر،سیدجواد موسوی،بداغ آباد

 مردم برای شان این اتفاق تازه بود حتی نمی دانستند چرا ایستگاه صلواتی زده اند خب بچه ها چهره به چهره با ذکر صلوات برای شاده ی روح امام جعفر صادق موضوه را اعلام می کردند... برناهم تا اذان مغرب طول کشید وبرنامه ی عزاداری ونماز جماعت در مسجد ناغان بر گزار گردید  وسپس دعای توسل وپذیرایی شام با پلو لوبیا از حاضران ومردم پذیرایی گردید

ناغان+ گروه جهادی+شباب الزهرا+زرین شهر،سیدجواد موسوی،بداغ آباد

 

 


برچسب‌ها: ناغان, گروه جهادی, شباب الزهراء, زرین شهر, سیدجواد موسوی
[ ۹۴/۰۶/۰۵ ] [ 22 ] [ سید جواد موسوی ]

ویژه نامه ی اردوی جهادی با نام با جهاد گران دانلود کنید

ناغان+ گروه جهادی+شباب الزهرا+زرین شهر،سیدجواد موسوی،بداغ آباد

...کم  کم  با اسقرار در محل اسکان گروه در هنرستان شبانه روزی  علم وصنعت  ناغان که در مسر ناغان به روستاهای جغدان وچهراز...... وچشمه کیغون قرار دارد وآخرین ساختمان شهر ناغان در این جاده ساختمان تقریبا کامل هنرستان است.....

ناغان+ گروه جهادی+شباب الزهرا+زرین شهر،سیدجواد موسوی،بداغ آباد

http://s6.picofile.com/file/8207875242/_570_.jpg

 

 البته بگویم نماز ظهر وعصر را در مسجد جامع ناغان بر پا کردیم وامام جمعه ی مصمم وجهادی ناغان حجت الاسلام غلامی در جلسه ی خیر مقدم مطالب وبیوگرافی شهر ناغان را از جهات مختلف به ویزه فرهنگی برای جمع جهادگران تبیین کردند.. این جلسه برایم ذاب بود چوم در جمعی صمییمی با حضور یکی از عزیزان خوبمون جناب سروان آقای آقایی مسئول بسیج ناغان آشنا شدم به جرأت می گویم رفتار ووقت گذاری ایشون برای گروه های هادی مرا یاد زمان جنگ وبچه های جبهه وجنگ انداخت با این که مشکل خانوادگی داشت وفرزندش در بیمارستان بود تمام وقت در اختیار گروه بود....

ناغان+ گروه جهادی+شباب الزهرا+زرین شهر،سیدجواد موسوی،بداغ آباد

http://s3.picofile.com/file/8207873200/_17_.jpg

 بعد از خوش وبش هادر مسجد راهی هنرستان شدیم وآنجا مراسم افتتاحیه را برگزار کردیم کاش می شد فیلمش را برای تان می گذاشتم برنامه ی قشنگی بود ...

ناغان+ گروه جهادی+شباب الزهرا+زرین شهر،سیدجواد موسوی،بداغ آباد

http://s3.picofile.com/file/8207873400/_31_.jpg

از قبل بر وبچه های گروه خواهر یکی از لباس های جهادی را کوچک کرده بودند تا اندازی امید کوچو ی گروه که 8 سال بیشتر سن نداشت بشه تا در جمع جهادگران به عنوان نمادین لباس رزم جهاد را بپوشد وعملا کار جهادی شروع شود...

فیلم افتتاحیه ولباس امید کوچولودانلود کنید

 

 پدر بزرگ امید حا رضا رحیمی که پدر اوستا اکبر واوستا حجت است وپدر خانم آقا مصطفی در جمع مون حضور پیدا کرده بود واین پیرمرد 70 ساله واقعا جوان وپر انرژی بود در بر پایی مراسم افتتاحیه سنگ تمام گذاشت...

این مراسم با انداختن چفیه اهدایی و پلاکی زیبا مزین به آیه قرآن((فالله حافظ وهو ارحم راحمین)) به گردن تک تک بچه ها وبستن سر بندآغاز شد وآقا مصطفی کل برنامه را توجیه کردند وخودمم هم به عنوان مسئول فرهنگی برنامه های طول اردو را تبیین کردم ...

ناغان+ گروه جهادی+شباب الزهرا+زرین شهر،سیدجواد موسوی،بداغ آباد

http://s3.picofile.com/file/8207873342/_27_.jpg

 برنامه های فرهنگی داخل گروه به شرح ذیل بود

1- نماز صبح با اذان صبح واجرای دعای عهد در صبگاهان روزهای جهادی

ناغان+جغدان+گروه جهادی+شباب الزهرا+زرین شهر،سیدجواد موسوی،بداغ آباد

2- ساعت 7 صبح برنامه ی صبگاهی ورزش وصبحانه در حیاط مدرسه

ناغان+ گروه جهادی+شباب الزهرا+زرین شهر،سیدجواد موسوی،بداغ آباد

3- اعزام به عرصه ها در روستا های دهنو وجغدان وخود شهر ناغان

 

4- برگزاری نماز جماعت در عرصه ها با حضور روحانی های گروه

5- برنامه ی ناهار بچه ها مواد خوراکی را در اختیار خانه های روستا گذاشته بودیم تا ضمن پخت برای خودشان برای بچه های جهاد هم ناهار تهیه کنند

ناغان+ گروه جهادی+شباب الزهرا+زرین شهر،سیدجواد موسوی،بداغ آباد

6- ساعت 19:00 برگشت بچه ها از عرصه ها بود به مقر اسکان برای نظافت ونماز جماعت مغرب وعشا

7- برگزاری نماز جماعت مغرب وعشا وقرائت سوره ی واقعه به یاد شب های جبهه به صورت هم خوانی...

8- برنامه ی شام وپذیرایی

9- جلسات شب نشینی وخاطره گویی ودرد دل بچه ها بهترین برنامه که بعد از یک روز کاری سنگین مورد استقبال قرار می گرفت

ناغان+ گروه جهادی+شباب الزهرا+زرین شهر،سیدجواد موسوی،بداغ آباد

10 - برنامه ی عزاداری سینه زنی و شور گیری ودعای توسل وزیارت عاشورا که مختصص دوبرادر ایمان وایوب براتی  وسید مجید فاطمی  وحسین آقای هرندی وهمرای بقیه دوستان

ناغان+جغدان+گروه جهادی+شباب الزهرا+زرین شهر،سیدجواد موسوی،بداغ آباد

11-آزاد باش واستراحت که می توانم به جرأت بگویم اکثرا یا 2شب یا تا اذان می نشستند بعضی گپ وگفت وبعضی نماز شب وعبادت ..

این برنامه ی یک شب بچه ها در ایام اردو بود

 


برچسب‌ها: حجت الاسلام غلامی, بسیج ناغان, هنرستان شبانه روزی علم و صنعت, اردوی جهادی
[ ۹۴/۰۵/۳۱ ] [ 23 ] [ سید جواد موسوی ]

معرفی گروه جهادی شباب الزهراء

 

ناغان+ گروه جهادی+شباب الزهرا+زرین شهر،سیدجواد موسوی،بداغ آباد

    اگر چه سالياني است كه جنگ پايان يافته است اما جهاد همچنان باقي است و جواناني چه بسا بيشتر از قهرمانان عرصه دفاع مقدس، اكنون حاملان بيرقي شده اند كه نشان زيباي «جهاد» بر آن نقش بسته است. انبوهي از مشابهت ها ميان اين دو جهاد موجود است،

جوانان ونوجوانان وکهن سالان جهادي هم، از شهر و ديارشان كوچ مي كنند و رنج سفر به جان مي خرند تا تحفه لبخند را براي كودكان باديه نشين و پيرمردان و پيرزنان كپرنشيني ببرند كه روزگار بر تاركشان مهر محروميت نگاشته است. جهادگران امروز هم مانند رزمندگان آن روز، در ازاي وقت و تواني كه صرف خدمت به خلق مي كنند، مزد نمي طلبند كه بالعكس، دارايي اندك خود را نيز صرف محرومين مي كنند...

 گروه جهادی شباب الزهرا در سال های اخیر با همکاری گروه های جهادی منطقه به خصوص گروه جهادی شهید باغبانی زرین شهر فعالیت های زیادی در زمینه های مختلف انجام داد از زابل گرفته تا ÷شت کوه تا روستاهای ناغان تا محل خودمان زرین شهر ولنجان و...

واین همه حاصل اخلاص جهادگران گروه ونظر خاض بی بی فاطمه ی زهرا وائمه ی اطهار بوده است

در ذیل به معرفی گروه وفعالی تهای ان می پردازم :

گروه جهادی شباب الزهراءفعالیت های خود را در چند بخش زیر در این اردو انجام داد

الف- بخش فرهنگی .....

در سطح منطقه ی ناغان وروستاهای اطراف به شهر ناغان

ب- بخش پزشکی ودرمانی.....

در سطح منطقه ناغان واردل  از روستای دوپلان تا روستای خرپر

ج- بخش سازندگی......

روستا های جغدان - دهنو- خودناغان شامل 6پروژه سازندگی برای خانواده های بی بضاعت وفقیر

د-در بخش کمک رسانی به خانواده های یتیم وبی بضاعت

برنامه های فوق با هماهنگی با امام

 روستاهای خرپر- دهنو -دوپلان -چهراز-ناغان

جمعه -بخشداری -بسیج ناغان -بسیج خواهران ناغان وداوئر مربوطه از ماه ها قبل ...

زمان اجرای اردوی جهادی :

از روز شنبه 17/5/94 الی 23/5/94 اردوی ویژه برادران به استعداد 30 نفر از عزیزان جهادگر

از روز پنج شنبه 22/5/94 الی 26/5/94 ویژه خواهران به استعداد 10نفر از فعالین فرهنگی-آموزشی  وگروه پزشکی

 در پست بعد افتتاحیه گروه وبرنامه های پیش بینی شده ارائه می گردد

 

 


برچسب‌ها: ناغان, گروه جهادی, شباب الزهراء, زرین شهر, سیدجواد موسوی
[ ۹۴/۰۵/۲۷ ] [ 10 ] [ سید جواد موسوی ]
 

صدای کوچ کاروانیان می امد از هر منزل چند مجاهد طلبیده شدند تا قافله عشق تکمیل شد.  قافله ای که ناخوداگاه یاداور شلمچه و یارانش بود. در شروع راه بچه ها دور هم نشستند و عهدها استوار شد، اهداف مشخص و افراد معرفی شدند. چه عجیب بود که در میان آن همه اسم همه گمنامی را برگزیدند. چقدر صدای اذان صبحگاه در آنجا بلند بود یا شاید هم گوشهای ما از سایر صداهای دنیایی خالی شده بود و کوچکترین صدای یار را می شنید. چقدر اشکها بی منت ریخته می شد،

 

برای ما زمینیان گویی پرواز بود و بریدن از خاک. بچه ها ملات عشق می ساختند و بر مردم می ریختند تا کاخ ایمانشان استوار گردد و چقدر پی کندند تا به عمق انسانیت رسیدند. چقدر خنده تلخ کودکان را دیدند چقدر خود را خندان نشان دادند، چقدر ساعتها به فکر فرو می رفتند و در خیال خود منجی این مردم می شدند.

 

با سلام امسال هم توفیق نصیب شد با جمع دوستان وعزیزان جهادی روانه ی خدمت شویم ...هفدهم مرداد روزی بود که از قبل ودر جلسات متعدد تعیین شده بود تا برای حرکت در کنار گلستان شهدای زرین شهر گرد هم آییم وروانه ی سفری دیگر شویم....

 حرکت مان با استعانت از خداوند متعال وتوسل به شهدای دفاع مقدس آغاز گردید چرا که این جهادگری را در راستای ادامه ی رسالت شهدا می دانیم...
 جمع امسال متشکل از 30نفر ازبرادران و10 نفر ازخواهران بود که در بخش فرهنگی وسازندگی سازماندهی شده بودند از بخش فرهنگی که تنی چند از طلاب پاکار بودند تا  استادکاران بنایی ،جوشکاری ،لوله کشی، برق کاری،...

حرکت آغاز شد با وسایل شخصی افراد که علاوه بر خودشون ماشین شون را هم برای چند روزی وقف جهاد کرده بودند...

مقصد ناغان  وروستا های دهنو وجغدان این شهربود شهری در 75 کیلو متری شهرکرد و140 کیلومتری زرین شهر ناغان

معرفی ناغان ...

ناغان شهری در  (استان چهارمحال و بختیاری) است.مسافت اين شهر تا شهركرد مركز استان چهار محال و بختياري 75 كيلومتر است. اين شهر در مسير مواصلاتي شهركرد - اهواز قرار گرفته است.

باغات انگور و گردوي آن معروف مي باشد. اين شهر زادگاه نجف و زال يوسف پور از سرداران دوران جنگ ايران و عراق است. مردم این شهر عمدتاً از راه باغداری و کشاورزی امرار معاش می کنند. گویش مردم این شهر و روستاهای مجاور آن مانند سایر مناطق شهرستان اردل، بختیاری است.                     زمانی مرکز حکمرانی برخی از خوانین بختیاری بود. جاده معروف و تاریخی «دزپارت» یا «دژپارت» از کنار این شهر می گذرد.

 زلزله ای که در فروردین سال 1356هجری شمسی(1977میلادی) در شهر رخ داد و باعثی ویرانی کامل این شهر گشت، جهانیان را با نام ناغان آشنا نمود.

ناغان+ گروه جهادی+شباب الزهرا+زرین شهر،سیدجواد موسوی،بداغ آباد

 

قدیم وجدید شهر ناغان

ناغان+ گروه جهادی+شباب الزهرا+زرین شهر،سیدجواد موسوی،بداغ آباد

ناغان+ گروه جهادی+شباب الزهرا+زرین شهر،سیدجواد موسوی،بداغ آباد

 عکس هوایی از منطقه

ناغان+ گروه جهادی+شباب الزهرا+زرین شهر،سیدجواد موسوی،بداغ آباد

معرفی جغدان

 

جغدان که در گویش محلی بختیاری، جغدو (Jaghdo) خوانده می­شود، روستایی است متوسط با جمعیت تقریبی 1500 نفر از بخش ناغان در شهرستان کیار استان چهارمحال و بختیاری. این روستا از غرب پس از یک راه پر پیچ و خم و گردنه­ای خطرناک به روستای بزرگ و مرکزی ناغان، از سمت شرق و باز هم پس از یک جاده بسیار پرپیچ و خم و البته دارای شیبی بسیار تند به روستاهایی چهراز، عادل­آباد (ظلم­آباد قدیم) و چهارطاق، از شمال به رشته کوهی که مهمترین قله­اش کلاز (Kallar) است، و از جنوب به دره­ای که رودخانه در آن جاری است محدود می­شود. راه اصلی دسترسی به روستا، از همان روستای ناغان است. البته می­توان از چهراز و پس از عبور از چند روستای کوچک دیگر و ورود به منطقه حفاظت شده سبزکوه، از جاده­ای خاکی و صعب­العبور گذشت و به شهرستان لردگان رفت. اما این جاده تقریباً بدون استفاده است و کسی از آن برای رفت و آمدهای عادی استفاده نمی­کند. اکثر مردم این شهر کوچ کرده واهالی که باز مانده اند مردمی خونگرم ومهربان ودر عین حال فقیر هستند

ناغان+جغدان+گروه جهادی+شباب الزهرا+زرین شهر،سیدجواد موسوی،بداغ آباد

معرفی روستای دهنو

روستاي "دهنو" ازتوابع ناغان دربخش كيار استان چهارمحال وبختياري ، با وجود جمعيت و وسعت كم ، به خاطر بهره مندي از چشمه هاي متعدد (چهل چشمه و چشمه سامي و.. ) و همچنين عبور رودخانه "سبزكوه" ازحاشيه ي روستا ؛ يكي از آبادترين ، سرسبزترين و زيباترين روستاهاي دهستان مشايخ است .
عبور جاده ي شهركرد _ ايذه ، از ميان  اين روستا_ در 20 سال اخير _اهميت دوچنداني به لحاظ اقتصادي وگردشگري به "دهنو" داده است.با اینکه جاذبه ی گردشگری این روستا زیاد است ولی مردمی فقیر دارد واکثر آنها به شهر های اطراف از جمله زرین شهر کوچ کرده اند

ناغان+دهنو+گروه جهادی+شباب الزهرا+زرین شهر،سیدجواد موسوی،بداغ آباد

 

 پایان قسمت اول....

 

 


برچسب‌ها: ناغان, دهنو, جغدان, گروه جهادی, شباب الزهراء
[ ۹۴/۰۵/۲۵ ] [ 20 ] [ سید جواد موسوی ]

 « اَلّسلام عَلیک یا اَبَالحَسَنِ یا عَلِیَّ بنَ موُسَی الرِضا ،
یَا بنَ رَسوُلِ اللّهِ ، یا حُجَّةَ اللّهِ عَلی خَلقِهِ ...  یا وجیهاً عنداله ، اشفع لنا عندالله. »

« اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا فاطِمَةَ المَعصُومَةِ ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا بِنْتَ رَسُولِ اللهِ ...
اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا بِنْتَ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ وَ رَحْمَهُ اللهِ وَ بَرَکاتُهُ. »

 

*****

 « اَلّلهُمَّ صَلِّ عَلی عَلِیِّ بْنِ مُوسَی الرِّضَا الْمُرْتَضَی الْاِمامِ التَّقِیِّ النَّقِیِّ
وَ حُجَّتِکَ عَلی مَنْ فَوْقَ الْاَرْضِ وَ مَنْ تَحْتَ الثَّری ، اَلصِّدّیقِ الشّهیدِ ،
صَلاةً کَثیرَةً تامَّةً زاکِیَةً مُتَواصِلَةً مُتَواتِرَةً مُتَرادِفَةً ، کَاَفْضَلِ ما صَلَّیْتَ عَلی اَحَدٍ مِنْ اَوْلِیائِکَ. »

 

 فرارسیدن « دهه کرامت » ؛ سالروز میلاد باسعادت
کریمه اهل بیت
(ع) ؛ حضرت فاطمه معصومه ( سلام الله علیها ) و
حضرت ثامن الحجج ؛ امام علي بن موسی الرضا المرتضی
( علیه آلاف التحیه و الثناء ) ،
مبارک و فرخنده باد.
 




گویند ؛ جواز کربلا دست رضاست.        شاهی که تجلی گه الطاف خداست.
جایی که برات کربلا می گیرند ،          آنجا به یقین ؛ پنجره پولاد رضاست.

********
التماس دعای خیر


برچسب‌ها: دهه کراکت, روز دختر, حضرت معصومه, قم, سیدجوادموسوی
[ ۹۴/۰۵/۲۵ ] [ 19 ] [ سید جواد موسوی ]
[ ۹۴/۰۵/۲۴ ] [ 15 ] [ سید جواد موسوی ]
صبح امروز کسی گفت به من:


تو چقدر تنهایی ...


گفتمش در پاسخ :


تو چقدر حساسی ...


تن من گر تنهاست...


دل من با دلهاست...


دوستانی دارم


بهتر از برگ درخت


که دعایم گویند و دعاشان گویم...


یادشان دردل من ...


قلبشان منزل من…...


صافى آب مرا يادتو انداخت...رفيق...


تو دلت سبز...


لبت سرخ...


چراغت روشن...


چرخ روزيت هميشه چرخان...


نفست داغ...


تنت گرم...


دعايت با من...

 

"سهراب سپهري"


برچسب‌ها: سهراب سپهری
[ ۹۴/۰۵/۲۴ ] [ 15 ] [ سید جواد موسوی ]

در یکی از روزها، پادشاه سه وزیرش را فراخواند و از آنها درخواست کرد کار عجیبی انجام دهند، از هر وزیر خواست تا کیسه ای برداشته و به باغ قصر برود و اینکه این کیسه ها را برای پادشاه با میوه ها و محصولات تازه پر کنند همچنین از آنها خواست که در این کار از هیچ کس کمکی نگیرند و آن را به شخص دیگری واگذار نکنند، وزراء از دستور شاه تعجب کرده و هر کدام کیسه ای برداشته و به سوی باغ به راه افتادند وزیر اول که به دنبال راضی کردن شاه بود بهترین میوه ها و با کیفیت ترین محصولات را جمع آوری کرده و پیوسته بهترین را انتخاب می کرد تا اینکه کیسه اش پر شد.

اما وزیر دوم با خود فکر می کرد که شاه این میوه ها را برای خود نمی خواهد و احتیاجی به آنها ندارد و درون کیسه را نیز نگاه نمی کند، پس با تنبلی و اهمال شروع به جمع کردن نمود و خوب و بد را از هم جدا نمی کرد تا اینکه کیسه را با میوه ها پر نمود.
و وزیر سوم که اعتقاد داشت شاه به محتویات این کیسه اصلا اهمیتی نمی دهد کیسه را با علف و برگ درخت و خاشاک پر نمود.
روز بعد پادشاه دستور داد که وزیران را به همراه کیسه هایی که پر کرده اند بیاورند
وقتی وزیران نزد شاه آمدند ، به سربازانش دستور داد ، سه وزیر را گرفته و هرکدام را جدا گانه با کیسه اش به مدت سه ماه زندانی کنند
در زندانی دور که هیچ کس دستش به آنجا نرسد و هیچ آب و غذایی هم به آنها نرسانند

وزیر اول، پیوسته از میوه های خوبی که جمع آوری کرده بود می خورد تا اینکه سه ماه به پایان رسید
اما وزیر دوم ، این سه ماه را با سختی و گرسنگی و مقدار میوه های تازه ای که جمع آوری کرده بود سپری کرد...
و وزیر سوم قبل از اینکه ماه اول به پایان برسد از گرسنگی مرد.
حال از خود این سؤال را بپرسیم ، ما از کدام گروه هستیم ؟ زیرا ما الآن در باغ دنیا بوده و آزادیم تا اعمال خوب یا اعمال بد و فاسد را جمع آوری کنیم ،
اما فردا زمانی که ملک الموت امر می شود تا ما را در قبرمان زندانی کند
در آن زندان تنگ و تاریک و در تنهایی ،
نظرت چیست؟

آنجاست که اعمال خوب و پاکیزه ای که در زندگی دنیا جمع کرده ایم به ما سود می رسانند.
الله تعالی می فرماید:
 
(وَتَزَوَّدُواْ فَإِنَّ خَیْرَ الزَّادِ التَّقْوَى وَاتَّقُونِ یَا أُوْلِی الأَلْبَابِ) البقره ۱۹۷
و توشه برگیرید که بهترین توشه پرهیزگاری است ، و ای خردمندان ! 
از ( خشم و کیفر ) من بپرهیزید .
پس کمی بایستیم و با خود بیاندیشیم .. فردا در زندانمان چه خواهیم کرد.

نکته مدیریتی :
 
"سازمان خود را از خود بدانیم و خود را از سازمان خود ! "

برچسب‌ها: سیدجوادموسوی, داستان, بداغ آباد, مشاوره, مطالب خواندنی
[ ۹۴/۰۵/۱۲ ] [ 18 ] [ سید جواد موسوی ]

در قبیلۀ بدوی آفریقایی؛

اگر کسی کار اشتباهی انجام بده، می برنش وسط میدون دِهشون

 (عمرا اگه پیش بینی کنی چرا ) و باقی افراد قبیله دورش جمع می شن

و برای دو روز هر کار خوبی که کرده بیادش میارن..افراد این قبیله معتقدند

هــمه خوبن ! وهر کسی میتونه اشتباه مرتکب بشه فقط نیاز به کمک شدید داره

اونها متحد می شن که فرد خطاکار رو به طبیعت خوبش برگردونند

( دقت کنین......!  برش میگردونن)

 

نقل از وبلاگ : معلم جوان: http://www.10teacher-m.blogfa.com/


برچسب‌ها: سیدجوادموسوی, داستان, بداغ آباد, مشاوره, مطالب خواندنی
[ ۹۴/۰۵/۱۰ ] [ 14 ] [ سید جواد موسوی ]
[ ۹۴/۰۴/۲۷ ] [ 15 ] [ سید جواد موسوی ]
[ ۹۴/۰۴/۱۷ ] [ 21 ] [ سید جواد موسوی ]
[ ۹۴/۰۴/۱۱ ] [ 14 ] [ سید جواد موسوی ]
سلام وصد سلام

امروز سال روز تولد مادرمه..

مادری که هفت سال پیش رفت پیش خدا ...شتافت به سوی سرای آخرت  تا در آنجا کسی باشد که مهمان پذیرم  ...و بی مادر نمانم

مادرم....!  هفت ساله که یاد وخاطره ات  در دل و جانم به یادگار مونده... وآرامگاهت مامن وماوای من است تا با بوسه بر خاکت دلم را ارامش یابد..

بداغ آباد+سیدجوادموسوی+پدر+مادر

مادر یه خواهش به خوابم بیا تا در رویا بوسه بر  دست وپایت زنم ...

 خوشا به حال شمایی که مادر را دارید ولحظه های دلتنگی صورتش آرامش تان است ..من که تنهایم .... تنها...


برچسب‌ها: مادر, سیدجواد موسوی, داستان, بداغ آباد, مشاوره
[ ۹۴/۰۴/۰۹ ] [ 16 ] [ سید جواد موسوی ]

كوه پرسيد ز رود، زير اين سقف كبود، راز ماندن در چيست؟؟!!!!

 گفت : در رفتن من...  كوه پرسيد : و من؟؟!!!! 

 گفت: در ماندن تو !!!! 

 بلبلي گفت: و من؟؟!!!! 

 خنده اي كرد و بگفت: در غزل خواني تو!!!! 

 آه از آن آبادي، ك در آن كوه روَد، رود مرداب شود و در آن

بلبل سر گشته سرش را به گريبان ببرد و نخواند ديگر،

 من و تو: بلبل و كوه و روديم

راز ماندن جز در

خواندن من، ماندن تو، رفتن ياران سفر كرده يمان نيست، بدان !!!!!!

 


موضوعات مرتبط: داستان ومطلب، عكس وتصوير از بداغ آباد
برچسب‌ها: سیدجواد موسوی, داستان, بداغ آباد, مشاوره, مطالب خواندنی
[ ۹۲/۱۲/۰۲ ] [ 0 ] [ سید جواد موسوی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

ّبا ســــــــــــــــــــــلام
خدایا چه بر من سخت گرفتی که انسانم آفریدی وچه سخت تراز آن که معلمم قرار دادی
اینجانب سید جواد موسوی دبیر آموزش وپرورش زرین شهر هستم اهل روستای بداغ آباد از توابع شهرستان مبارکه اصفهان وفعلا ساکن شهر زرین شهر خیلی دوست دارم مفید باشم وبا قلمم ورفتارم وگفتارم طوری عمل کنم وتوانسته باشم خدمتی به جامعه وکشور کرده باشم در سال های جنگ با 16 سال سن قدم به جبهه ها گذاشتم وتوفیق هشت ماه حضور در خیل رزمندگان باشم از آن موقع تصمیم گرفتم که این گونه باشم
قبل از هر چيزي لطفا موضوع مطالب وبلاگ را ملاحظه فرماييد ومطلب مرتبط با آن را پیدا کنید
براي دلم سرودي زيبا تا شما هم دركم كنيد
شعر قبلی به پیشنهاد یکی از دوستان صمیمی ام حذف شد خب دیگه دوست بهترین راهنمای ماست وگوش کردم
به جایش این مطلب
آموخته ام
زندگی را از طبیعت بیاموزم ، چون بید متواضع باشم ، چون سرو ، راست قامت‌‌ ، مثل صنوبر ، صبور ، مثل بلوط مقاوم ، مثل رود ،روان ، مثل خورشید با سخاوت و مثل ابر با كرامت باشم .
آموخته ام
كه فقط چند ثانیه طول می كشد تا زخم های عمیقی در قلب كسانی كه دوستشا ن داریم ، ایجاد كنیم اما سال ها طول می كشد تا آن زخم ها را التیام بخشم
*********************
از آسمان پرسیدم معلم کیست؟ گفت: وسیع تر از من است
از کوه پرسیدم معلم کیست؟ گفت: مقاوم تر از من است
از آینه پرسیدم معلم کیست؟ گفت: پاک تر از من است
از آب پرسیدم معلم کیست؟ گفت: زلال تر از من است
از مادر پرسیدم معلم کیست؟ گفت: مهربانتر از من است
لینک های مفید