بداغ آبادنوشته های یک معلم روستایی
سید جوادموسوی+نوجوانان+مطالب علمی آموزشی+مذهبی+ ادبیات فارسی+مدرسه 
قالب وبلاگ
لینک دوستان
اخبار ایران وجهان لحظه به لحظه

در یکی از روزها، پادشاه سه وزیرش را فراخواند و از آنها درخواست کرد کار عجیبی انجام دهند، از هر وزیر خواست تا کیسه ای برداشته و به باغ قصر برود و اینکه این کیسه ها را برای پادشاه با میوه ها و محصولات تازه پر کنند همچنین از آنها خواست که در این کار از هیچ کس کمکی نگیرند و آن را به شخص دیگری واگذار نکنند، وزراء از دستور شاه تعجب کرده و هر کدام کیسه ای برداشته و به سوی باغ به راه افتادند وزیر اول که به دنبال راضی کردن شاه بود بهترین میوه ها و با کیفیت ترین محصولات را جمع آوری کرده و پیوسته بهترین را انتخاب می کرد تا اینکه کیسه اش پر شد.

اما وزیر دوم با خود فکر می کرد که شاه این میوه ها را برای خود نمی خواهد و احتیاجی به آنها ندارد و درون کیسه را نیز نگاه نمی کند، پس با تنبلی و اهمال شروع به جمع کردن نمود و خوب و بد را از هم جدا نمی کرد تا اینکه کیسه را با میوه ها پر نمود.
و وزیر سوم که اعتقاد داشت شاه به محتویات این کیسه اصلا اهمیتی نمی دهد کیسه را با علف و برگ درخت و خاشاک پر نمود.
روز بعد پادشاه دستور داد که وزیران را به همراه کیسه هایی که پر کرده اند بیاورند
وقتی وزیران نزد شاه آمدند ، به سربازانش دستور داد ، سه وزیر را گرفته و هرکدام را جدا گانه با کیسه اش به مدت سه ماه زندانی کنند
در زندانی دور که هیچ کس دستش به آنجا نرسد و هیچ آب و غذایی هم به آنها نرسانند

وزیر اول، پیوسته از میوه های خوبی که جمع آوری کرده بود می خورد تا اینکه سه ماه به پایان رسید
اما وزیر دوم ، این سه ماه را با سختی و گرسنگی و مقدار میوه های تازه ای که جمع آوری کرده بود سپری کرد...
و وزیر سوم قبل از اینکه ماه اول به پایان برسد از گرسنگی مرد.
حال از خود این سؤال را بپرسیم ، ما از کدام گروه هستیم ؟ زیرا ما الآن در باغ دنیا بوده و آزادیم تا اعمال خوب یا اعمال بد و فاسد را جمع آوری کنیم ،
اما فردا زمانی که ملک الموت امر می شود تا ما را در قبرمان زندانی کند
در آن زندان تنگ و تاریک و در تنهایی ،
نظرت چیست؟

آنجاست که اعمال خوب و پاکیزه ای که در زندگی دنیا جمع کرده ایم به ما سود می رسانند.
الله تعالی می فرماید:
 
(وَتَزَوَّدُواْ فَإِنَّ خَیْرَ الزَّادِ التَّقْوَى وَاتَّقُونِ یَا أُوْلِی الأَلْبَابِ) البقره ۱۹۷
و توشه برگیرید که بهترین توشه پرهیزگاری است ، و ای خردمندان ! 
از ( خشم و کیفر ) من بپرهیزید .
پس کمی بایستیم و با خود بیاندیشیم .. فردا در زندانمان چه خواهیم کرد.

نکته مدیریتی :
 
"سازمان خود را از خود بدانیم و خود را از سازمان خود ! "

برچسب‌ها: سیدجوادموسوی, داستان, بداغ آباد, مشاوره, مطالب خواندنی
[ ۹۴/۰۵/۱۲ ] [ 18 ] [ سید جواد موسوی ]

در قبیلۀ بدوی آفریقایی؛

اگر کسی کار اشتباهی انجام بده، می برنش وسط میدون دِهشون

 (عمرا اگه پیش بینی کنی چرا ) و باقی افراد قبیله دورش جمع می شن

و برای دو روز هر کار خوبی که کرده بیادش میارن..افراد این قبیله معتقدند

هــمه خوبن ! وهر کسی میتونه اشتباه مرتکب بشه فقط نیاز به کمک شدید داره

اونها متحد می شن که فرد خطاکار رو به طبیعت خوبش برگردونند

( دقت کنین......!  برش میگردونن)

 

نقل از وبلاگ : معلم جوان: http://www.10teacher-m.blogfa.com/


برچسب‌ها: سیدجوادموسوی, داستان, بداغ آباد, مشاوره, مطالب خواندنی
[ ۹۴/۰۵/۱۰ ] [ 14 ] [ سید جواد موسوی ]
[ ۹۴/۰۴/۲۷ ] [ 15 ] [ سید جواد موسوی ]
[ ۹۴/۰۴/۱۷ ] [ 21 ] [ سید جواد موسوی ]
[ ۹۴/۰۴/۱۱ ] [ 14 ] [ سید جواد موسوی ]
سلام وصد سلام

امروز سال روز تولد مادرمه..

مادری که هفت سال پیش رفت پیش خدا ...شتافت به سوی سرای آخرت  تا در آنجا کسی باشد که مهمان پذیرم  ...و بی مادر نمانم

مادرم....!  هفت ساله که یاد وخاطره ات  در دل و جانم به یادگار مونده... وآرامگاهت مامن وماوای من است تا با بوسه بر خاکت دلم را ارامش یابد..

بداغ آباد+سیدجوادموسوی+پدر+مادر

مادر یه خواهش به خوابم بیا تا در رویا بوسه بر  دست وپایت زنم ...

 خوشا به حال شمایی که مادر را دارید ولحظه های دلتنگی صورتش آرامش تان است ..من که تنهایم .... تنها...


برچسب‌ها: مادر, سیدجواد موسوی, داستان, بداغ آباد, مشاوره
[ ۹۴/۰۴/۰۹ ] [ 16 ] [ سید جواد موسوی ]

كوه پرسيد ز رود، زير اين سقف كبود، راز ماندن در چيست؟؟!!!!

 گفت : در رفتن من...  كوه پرسيد : و من؟؟!!!! 

 گفت: در ماندن تو !!!! 

 بلبلي گفت: و من؟؟!!!! 

 خنده اي كرد و بگفت: در غزل خواني تو!!!! 

 آه از آن آبادي، ك در آن كوه روَد، رود مرداب شود و در آن

بلبل سر گشته سرش را به گريبان ببرد و نخواند ديگر،

 من و تو: بلبل و كوه و روديم

راز ماندن جز در

خواندن من، ماندن تو، رفتن ياران سفر كرده يمان نيست، بدان !!!!!!

 


موضوعات مرتبط: داستان ومطلب، عكس وتصوير از بداغ آباد
برچسب‌ها: سیدجواد موسوی, داستان, بداغ آباد, مشاوره, مطالب خواندنی
[ ۹۲/۱۲/۰۲ ] [ 0 ] [ سید جواد موسوی ]
[ ۹۲/۱۱/۲۹ ] [ 21 ] [ سید جواد موسوی ]
تدریس فعل ها با استفاده از پاورپینت

  دانلود

منبع:http://www.mahdeadab.blogfa.com/cat-12.aspx


برچسب‌ها: ادبیات فارسی, کلاس هفتم, فعل, دانلود, پاورپوینت
[ ۹۲/۱۱/۲۷ ] [ 22 ] [ سید جواد موسوی ]

فرعون پادشاه مصر ادعای خدایی می کرد.

در افسانها اوردند که روزی مردی نزد او امد و در حضور همه خوشه انگوری به او داد و گفت :

اگر تو خدا هستی پس این خوشه را تبدیل به طلا کن.

فرعون یک روز فرصت گرفت .

شب هنگام در این اندیشه بود که چه چاره ای بیندیشد و همچنان عاجز مانده بود که ناگهان  کسی در خوابگاهش را به صدا در اورد!

فرعون پرسید:کیستی؟دید شیطان وارد شد.

شیطان گفت :خاک بر سر خدایی که نمیداند پشت در کیست.سپس وردی بر خوشه انگور خواند و خوشه تبدیل به طلا شد.

یعد خطاب به فرعون گفت:من با این همه توانایی لیاقت بندگی خدا را نداشتم،ان وقت تو با این همه حقارت ادعایی خدایی میکنی؟

پس شیطان اماده رفتن شد که فرعون گفت:چرا انسان را سجده نکردی تا از درگاه خدا رانده شدی؟؟

شیطان پاسخ داد:

زیرا میدانستم که از نسل او همانند تو به وجود می اید.


موضوعات مرتبط: داستان ومطلب
برچسب‌ها: سیدجواد موسوی, داستان, بداغ آباد, مشاوره, مطالب خواندنی
[ ۹۲/۱۱/۲۶ ] [ 22 ] [ سید جواد موسوی ]
[ ۹۲/۱۱/۲۲ ] [ 15 ] [ سید جواد موسوی ]

اين مداحي در مورد كارهايي كه ما مي كنيم و بهشون فكر نمي كنيم ...

غریبه چونکه ما عاشقش نشدیم......

غریبه بنده ی لایقش نشدیم.....

.........

خدا حلالم کن....خدا حلالم کن......خدا حلالم کن......

دانلود کنید


برچسب‌ها: سیدجواد موسوی, داستان, بداغ آباد, مشاوره, مطالب خواندنی
درادامه مطلب بخوانید و ببینید
[ ۹۲/۱۱/۲۰ ] [ 23 ] [ سید جواد موسوی ]
[ ۹۲/۱۱/۱۹ ] [ 21 ] [ سید جواد موسوی ]

اَلسَلامُ عَلَیکَ یا اَبامُحَمَّدٍ یا حَسَنَ بنَ عَلِیٍ اَیُّهَا الزَّکِیُّ العَسکَرِیُّ
پرسمان و موضوعات :
سیرت امام حسن عسکري عليه السلام
گزيده سخنان امام حسن عسكرى عليه السلام
فعاليت هاي امام عسگري علیه السلام
کرامات امام حسن عسکري عليه السلام
داستان ازدواج امام عسکري علیه السلام با نرجس خاتون
امام حسن عسكرى علیه السلام و منحرفان فكرى
مناظره امام حسن عسگري علیه السلام با اسحاق كندي
سؤال : آیا امام عسکری علیه السلام...
امام حسن عسکری علیه السلام از نگاه استاد مطهری (ره)
ماجراى‌ جانشين‌ بر حق‌ امام‌ عسكرى‌ علیه السلام
منظور امام حسن عسگری علیه السلام از این حدیث چیست؟
حدیثی جالب از امام حسن عسکری علیه السلام
حدیث:ای کاش گناه من همین بود
فرهنگی و نرم افزار :
کتابشناسی امام حسن عسکری علیه السلام
معرفي کتاب «موسوعة الامام العسکري عليه‌السلام »
دانلود کتابهای ویژه امام حسن عسکری علیه السلام
كتاب موبايل چهل حديث عسکری عليه السلام
پیامک و اشعار ویژه ولادت امام حسن عسکری علیه السلام
امام حسن عسکری(علیه السلام) و نامه های عرفانی
تصاویر و والپیپرهای ابالمهدی امام عسکری علیه السلام
مولودی ویژه ولادت امام حسن عسکری علیه السلام
نرم افزار / زندگی نامه امام حسن عسکری (ع) (اندروید)
سرویس ارسال کارت پستال صوتی برای دوستان
ویژه نامه سال 1389
ویژه نامه سال 1390
ویژه نامه سال 1391




دانلود صوت


برچسب‌ها: نماز, سیدجوادموسوی, نمازپرواز تا بی نهایت, شهدا, خاطرات
[ ۹۲/۱۱/۱۹ ] [ 21 ] [ سید جواد موسوی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

ّبا ســــــــــــــــــــــلام
خدایا چه بر من سخت گرفتی که انسانم آفریدی وچه سخت تراز آن که معلمم قرار دادی
اینجانب سید جواد موسوی دبیر آموزش وپرورش زرین شهر هستم اهل روستای بداغ آباد از توابع شهرستان مبارکه اصفهان وفعلا ساکن شهر زرین شهر خیلی دوست دارم مفید باشم وبا قلمم ورفتارم وگفتارم طوری عمل کنم وتوانسته باشم خدمتی به جامعه وکشور کرده باشم در سال های جنگ با 16 سال سن قدم به جبهه ها گذاشتم وتوفیق هشت ماه حضور در خیل رزمندگان باشم از آن موقع تصمیم گرفتم که این گونه باشم
قبل از هر چيزي لطفا موضوع مطالب وبلاگ را ملاحظه فرماييد ومطلب مرتبط با آن را پیدا کنید
براي دلم سرودي زيبا تا شما هم دركم كنيد
شعر قبلی به پیشنهاد یکی از دوستان صمیمی ام حذف شد خب دیگه دوست بهترین راهنمای ماست وگوش کردم
به جایش این مطلب
آموخته ام
زندگی را از طبیعت بیاموزم ، چون بید متواضع باشم ، چون سرو ، راست قامت‌‌ ، مثل صنوبر ، صبور ، مثل بلوط مقاوم ، مثل رود ،روان ، مثل خورشید با سخاوت و مثل ابر با كرامت باشم .
آموخته ام
كه فقط چند ثانیه طول می كشد تا زخم های عمیقی در قلب كسانی كه دوستشا ن داریم ، ایجاد كنیم اما سال ها طول می كشد تا آن زخم ها را التیام بخشم
*********************
از آسمان پرسیدم معلم کیست؟ گفت: وسیع تر از من است
از کوه پرسیدم معلم کیست؟ گفت: مقاوم تر از من است
از آینه پرسیدم معلم کیست؟ گفت: پاک تر از من است
از آب پرسیدم معلم کیست؟ گفت: زلال تر از من است
از مادر پرسیدم معلم کیست؟ گفت: مهربانتر از من است
لینک های مفید