قسمت پنجم:
لحظه های ناب در جمع جهادگران
اعضای گروه را در قالب تصویر

گروه جهادی شباب الزهرا با طرح وبرنامه ای که از قبل تهیه شده بود مقرر گردید تعدادی از بچه ها در گروه اول چهاد و5 روز اول شرکت نمایند که گروه اول آماده سازی کف ساختمان وبلوک چینی دیوار های خانه را بر عهدi داشتند ..

گروه دوم برای کارهای گچ وخاک وسرامیک در 4 روز دوم در عرصه حضور خواهند یافت...

کار گروه اول بیشتر متمرکز بر انجام این وظیفه بود که الحق بچه ها باید سنگ تمام می گذاشتند و از تمام توان خود استقاده می کردند.کار با همه ی سختی هایش از شب جمعه آغاز شد وشب اول هم در تاریکی شب کار تا ساعت 10 شب ادامه داشت روز جمعه جمع گروه اول که ماشین های شخصی خود آمده بودند تکمیل شد آقا مصطفی برای همه ی بچه ها حکم ماموریت گرفته بود تا کمی از دغدغه های بچه ها کم شود ...

برنامه گروه روز ها کار بود و شب ها قرائت قرآن وخاطره گویی صوت این خاطره گویی هم موجود است که اگر روزی تبدیل به نوشته شود دنیایی از اخلاص یر وبچه های جهادیست ...

گروه جهادی امسال شاهد حضور خیلی دوستان علاقمند به کارهای جهادی بود امسال مسئول بسیج سازندگی ناحیه جناب سروان اسماعیل مرادیان دو روز در بین جهادگران گروه حاضر شدند وبا فعالیت های گروه از نزدیک آشنا شدند ودوشادوش با بچه ها تلاش کردند...
امسال گروه شاهد حضور خیلی از دوست داران عرصه های جهادی بود که در ذیل بعضی از دوستان را معرفی می کنم البته هدفم این است که دوستان دیدگاه خودشان رایمان بفرستند...
حضور یادگاران عرصه هشت سال دفاع مقدس دربین چهادگران بسیجی
دیگر عزیزانی که گروه جهادی میزبان آنان در عرصه بود بر و بچه های جانباز ویادگاران دفاع مقدس با حضور شان خاطرات دفاع مقدس را به نمایش گذاشتند وبچه های جهادی که سال های دفاع مقدس را تجربه نکرده بودنداینجا با بچه های جهادی وخاطرات آنان آشنا شدند..

در شبی که آزادگان و جانبازان در جمع گروه جهادی باهم شب نشینی داشتند خاطراتی را رقم زد که برای همه جذاب بود و یکی از بهترین شب های جهادی بود حضور حاج اکبر سلیمیان آزاده هشت سال دفاع مقدس ...جانبار گرانقدر سردار شیرانی با یک پا عزیز جانبار سر افزار آقای نصیری و.... وبقیه را هم در فرصتی دیگرمعرفی خواهم کرد
بر وبچه های رزمنده در دو روز حضور شان نقش بسزایی در کار گروه فرهنگی وخواهران وگروه پزشکی داشتند ودر جابجایی گروه خواهران مبلغ وگروه پزشکی در روستا های مشایخ داشتند دست مریزاد به این بر وبچه های مخلص با نداشتن دست وپا وترکش هادر بدن وتنگی نفس از اثرات شمایی اینطور قدم در یاری داشتند وکمک دادند
حضور مدیریت آموزش وپرورش زرین شهرودیدار از گروه جهادی

حضوری دیگری که در گروه جهادی نمود پیدا کرد همراهی ریاست محترم آموزش وپرورش جناب اقای شاهمرادی ومعاونت پرورشی وتنی چند از فرهنگیان در جمع جهادگران وخدا قوت به فرهنگیان در اقدامی نمادین دانش آموزان جهادی را تشویق نمودند از جمله امید رحیمی دانش امور 11 ساله گروه که چهار جهاد را با ما همراهی کرده است...
حضور کار گروه فرهنگی وسمعی بصری سپاه استان چهار محال بختیاری وتهیه گزارش
در دیداری دیگر سپاه شهرکرد وکار گروه فرهنگی سپاه استان وجهار محال بختیاری با حضور در گروه جهادی از حماسه ی مهم ومنحصر به فرد گزارشی تهیه نمودند تا مبلغ این کار بزرگ باشند وتا جایی که اطلاع دارم مقرر گردید تا از صدا وسیمای مرکز استان چهار محال پخش شود ...

حضور اعضای موسسه راویان فتح
گروه روایان فتح لنجان که خود رسالت سنگینی را در شهرستان لنجان بر دوش دارد وکار شناساندن وتجمیع خاطرات ویادمان شهدای و رزمندگان را درشهرستان پیگیری می کند و الحق پشتیبان مالی وفرهنگی گروه جهادی است با حضور خود در این عرصه ضمن تهیه مستند از نزدیک با این عرصه جهادی آشنا شدند وعهده دار تهیه مستندی در این باب شدند که امیدواریم به زودی شاهد این کار عظیم شان باشیم. برای این عزیزان آرزوی موفقیت در برنامه های شان را داریم

نمی دانم چه بنویسم که بیان لحظه لحظه بچه های جهادی باشد
کدام را به تصویر بکشم وبه رشته ی تحریر درآورم
شوخی هایشان ولبخند های صحنه های جهادی شان ؛
دعاهای شان ؛
صلوات ها وچاووشی های شان؛
ایثار خستگی ناپذیری شان ؛
نماز جماعت .ذکر توسلشان
خستگی ها وگرما کار و عرق جبین شان؛
غذا خوردنشان وعطش وتشنگی شان؛
استراحت های چند دقیقه ای شان
جهاد گروهی شان وسبقت جستن در انجام کارهای سخت شان
اسفند دود کردن مادر این خانواده
خدا قوت گفتن رهگذران اهالی روستا
صدای جیر جیرک های درختی که کوهستان زیر صدای خود گذاشته بودند
حرکت گله های گوشفندبه طرف تپه ها ودشت
یاد گرفتن احکام وجلسات بصیرتی شان
و.....

و.... هزاران منظر ه زیبای کاری شان هر روز نظاره پیشرفت کار بود واین خاطرات با تک تک بلوک ها وآجر ها مصالح ساختمانی روی هم چیده می شدتا خانه تکمیل تر شود وسر پناهی را برای این خانواده بسازد
هر کسی مشغول کار خودش بود
اوسا بهرام ،اوسا اکبر ،اوسا حجت ،اوسا اسماعیل ، اوسا فرشید بنایی را در رشته خود پیش می بردند یکی بلوک کار می کرد... دیگری آجر سفای.... ودیگری سرامیک وکچ خاک وپلاستر سیمان وکارگران هم پروانه وار مصالح آماده می کردند تا کار سریع تر پیش رود ...
خب در ده روز این همه کار فقط به معجزه شبیه بود
اوسا ایوب وگروهش لوله کشی می کردند وتداخل کار بچه ها بعضی وقت ها دیدنی می شد
اوسا علیرضا با تیشه به جان بلوک ها می افتاد تا کانالی بکشد و سیم های برق را روانه لوله خرطومی ها کند...

صدای پیکور وبیل وکلنگ وماله و تیشه ختم صلوات وذکر یا علی بچه ها موسیقی می نواخت که هر گوشی را نوازش می کرد وزندگی را برای برو بچه های خانواده سید یتیم رقم می زد این همه کار باید در ده روز به سر انجام می رسد وتقریبا هم رسید

روز ها طی شد وساختمان عریان روز اول داری در وپنجره وکاشی وسرامیک وفاضلاب ولولکشی اب وبرق گردید در آخرین روز فقط سفید کاری ماند وپشت بام خانه که در دو مرحله به همت حاج عباس سلیمیان رزمنده دفاع مقدس پدرحاج اقا محمدرضا سلیمیان لودر گروه با چند تابنا وگارکر ادامه یافت وخلاصه تا به امروز که این مطالب را می نگارم متوجه شدم که ایزوگام وکارهای پایانی به همت خیرین رو به اتمام است خیلی دوست دارم تصویری از جمع خانواده درخانه جدیدشان ببینم ولبخندبرلب این خانواده را به تصویر بگشم خداوند سلامت شان بدارد وپدر خانواده که به رحمت خدا رفته غریق رحمت کند ....

هر کدام از این مقوله ها می طلبد که بچه ها همراهی کنند وخاطرات شان را بگویند....
یا بازدیدکنندگان از گروه به ویزه عزیزان موسسه فرهنگی راویان فتح بهترین ها را می توانند رقم بزنند در همین جا از این بازدیدکنندگان انتظار دارم به پاس ثبت دیدارشان یاریم کنند

سخنم را در باب به پایان می رسانم امیدم این است معجزه واژه ها بتواند بیان همه ی آن چیزی باشد که اتفاق افتاد وب ا جای جای آن خانه بچه های یتیم ماند تا به تاریخ به پیوندد و روز قیامت شفیع مان باشد...
دعا کنیم این کارها ذخیره قبر و قیامت مان باشد.. که خداوند دید وشاید من نتوانستم تلاش بچه ها راقلم آورم ویا به تصویر بکشم.....

تا قسمتی دیگر بدورود سید جوادموسوی بداغ ابادی